X
تبلیغات
رایتل

Cornus 2013

وای از اولم اشتباهی بودم ...

یاس " تمومش کن "

یاس " تمومش کن "

 

جلو آینه وایسا تو در حسرت ، که چه روزای خوبی بود ُ از دست رفت

که چه گناهی بود که ازش سر زد ، که دیگه دور شده بود از مقصد

رفتن دیگه همه از دم ، تنهاش گذاشتن دیگه اونو رسماً

اونیکه زمانی از همه بوده برتر ، حالا با دستای خودش شده پرپر

جَوونیکه پشتش خمیده ، رنگ از چهره ی خشکش پریده

تازه مصرف کرد ُ نعشه بود ، ولی دوباره دچاره رعشه شد

من یادم ، نمیره روزایی رو که اون مادر ، چطوری یه گوشه میگرفت ماتم ، نمیتونست بکنه اینو باور ، که بچش تو دام ِ یه نامرد ، بیُفته تو جامعه با سر ، بخوره روی زمین ُ بگه واسم هیچی مهم نیست که ببازم همه چیم رفت به باد

دستم رفته رو نبض ِ حست ، حالا که دیگه کار ِ تو حبس ِ جسم ِ ته ، تو یه زخمی ِ صد درصدی که به روی خودت حالا یه ضبدر زدی ، میگن که آدمی که خواب باشه ، صداش کنی میتونه ز خواب پا شه

ولی تو خودتو زدی به خواب ، شنا بلد نیستی ولی زدی به آب ...

بدون هر کس که رفته از این مسیر ُ از دست رفته شده اسیر ، پس هست به نفعت تو این ُ بدون ، هرچند که سخت ِ تو ولی بتون

بتون . اون نمیتونه ، که رو پاهاش وایس ِ ، کسی چه میدونه ، که یه روزیرو که نداره پوله دوا ، اون تزریق کنه آمپول هوا

واسه پول دوا مونده یه را دیگه ، که شستن ِ شیشه ماشینا تو ترافیک ِ ، تا میره جلو که بکنه شروع به کار ، صاحب ِ ماشین ِ میگه برو کنار

متنفر چشماشو بهش دوخت ، یاد ِ گذشته افتاد ُ دلش سوخت ، از روزای خوبی که رفتن ، حالا دیگه زیره خاطرات ِ بد دفنن

این مرهم ِ درد ِ اون مَرده ، اونو از همه طرد ُ دور کرده ، مرهمی که اونو نابود کرد ، خیلیا رو روونه ی تابوت کرد

اون مرد حتی نامزدش ، رو با نعشگیه مواد طاق زده

حالا اون ِ که تو دل شبا تک ُ غریبه که حالا میگه دیگه رسیده به آخر ِ راه

من میگم ُ اون هی داره میره ، نمیدونه که جلوش میدان ِ مین ِ  نرو جلو تا به تو بگم من علتش ، که ته ِ این راه مرگ ِ با ذلت ِ

تو کسی شدی ، که حالا یه شبگرده ، منتظری که اون روزا برگرده ؟

نه .  تو رویای نعشگی ، برگرد تو به دوران ِ بچگیت ، گونه هات دیگه شده از اشک تو خیس ، وقتی میاد سراغ تو گشت ِ پلیس

تو گذشته آب از سرت ، که تاثیر ِ مواد ِ لامذهب ِ

وقتشه تصمیم بگیره ، ترک کنه یا زیر ِ تزریق بمیره

به خودش گفت خودت ُ بساز میتونی ، چرا داری خودت ُ قصاص میکنی

وقتشه دیگه پاشد به قصد ِ کشت ، پس از جاش بلند شد با دست ِ مُشت

اعتیاد ُ کنه مثل موج ویران ، تا که برسه به روزای اوج ایران

 

                   

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 13:17 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 3 نظر