X
تبلیغات
رایتل

Cornus 2013

وای از اولم اشتباهی بودم ...

چند صدای کبریت ...

چند صدای کبریت
مکث !
آتش گرفت
آنکه سالهاست با من می سوخت
و این آغاز ماجراست
...

قدم به قدم
با من بود !
و شاید
نفس به نفس
من با او بودم !

لبهای تشنه احساس
که با سیگاری بی جان
معاشقه می کردند !
اما سر در هوای دگر است
و دل حالی دگر دارد
...
آنچه زیر لب می خوانم
ترانه اییست کهنه
که هر چه از طول عمرش می گذرد
جوانتر می شود
جوانه میدهد !

برای شب
لالایی سر میدهم
و گاه با گوشه ایی
احوال پرسی می کنم !
سلام آقای درخت !
خسته نباشید برگ عزیز !
چطوری یار من
و به آسمان ابرآلود نگاه می کنم
...
کوچه ها که انتها ندارند
!
این ماییم که برایشان پایان را تعریف می کنیم !
و ادامه میدهم
امتداد برگ ها را
... برای کوچه قصه می گویم !
قصه شبی که با باران همخوان بود
و او هم مست شد
مثل من !

پُشت کوچه ام لرزید
مثل پشت من !
برگی افتاد
...و خزان آفریده شد ...
دل نوشته عاشق پاییز

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1387 ساعت 22:56 | نویسنده: فاطیما | چاپ مطلب 0 نظر